ویانای نازمویانای نازم، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
وبلاگ ویانا جونوبلاگ ویانا جون، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

ویانا کوشولو دومین فرشته ی مامان بابا

روزای پایانی سال93

سلام به گل خوشگل مامان ویانا جونم الهی دورت بگردم ببخشید دیر آپ کردم مامانی الان که دارم برات مینویسم 1سال و 1ماه و23روز داری و روز اول عید 14ماهه میشی نفسم این روزا همش تو و داداشیت سرما خورده این الهی بمیرم براتون خودمم سرما خوردم و حالم خوش نیست ایشالا که تا قبل از سال تحویل مریضی و سرما خوردگی از تنمون بره و با حال خوب وارد سال جدید بشیم دخمل نازم خیلی غصه میخورم برات خیلی لاغر شدی اون ویانا تپلو خیلی کوچول موچولو شده هر کی میبینتت اول میگه این ویاناست؟؟؟؟؟پس لپاش کووووو؟؟؟ نمیدونم چرا اینقدر فسقلی شدی مامان شاید بخاطر این باشه که 6-7تا دندون با هم درآوردی و هنوز برنگشتی به روال قبلت و من همش حرص میخورم و این سرم...
24 اسفند 1393

1سالگیت مبارک زنبور کوچولوی نازممممممم

سلام و صد سلام به پرنسس نازمممم الهی مامان دورت بگرده دختر خوشگلم در اولین روز  یازدهمین ماه قشنگ سال هزار و سیصدو نود و سه 1 ساله شدی دختر گلم درست از یکی دو روز مونده بود به تولدت حال و هوام عوض شده بود انگاری همش تو رویا بودم تو رویای به دنیا آوردنت  به قدری بارداریت و به دنیا اومدت و کلا خاطراتت شیرین بود که همش تو ذهنم تداعی میشد نازگلم همش فکر میکردم الان بیهوش میشم و بعد از یه خواب شیرین و کوتاه یه دختر کوچولوی 3کیلویی رو میدن بغلم ای جانم دخترم چقدر دوستت دارم هم تو رو هم اون داداش شیطون بلاتو خب لوس بازی دیگه بسه برم سراغ تولدت که چهارشنبه 1بهمن با حضور مامان جونا و ...
18 بهمن 1393

جابجایی خونه

سلام به پسر و دختر گلم و به همه ی دوستای مهربون و با محبتم و همه ی اون عزیزانی که اینجا رو میخونن میدونم مدتیه بی معرفت شدم و بهتون سر نزدم واقعا شرمنده ی تک تک شما مهربونا هستم راستش مدتیه که درگیر اسباب کشی و جمع کردن وسایلم با اینکه فقط 1سال و نیم از جابجایی و ورود به خونه خودمون میگذره داریم میریم آخه زندگی توی این خونه برای خودمون و بچه ها سخت شده  و تنها دلیل رفتنمون دوبلکس بودن خونه است خودم که دارم کم کم پا درد و کمر درد میشم آخه روزی 10بار یا بیشتر 18پله بین حال و اتاق ها رو بالا پایین میشم و دلیل بعدی اینه که دانیال اصلا توی این خونه راحت نیست و تا وقتی کسی بالا نباشه محاله بره تو اتاقش و بازی کنه و به خاطر همینم هر...
22 دی 1393

11ماهگی+اولین یلدا+4تا دندون جدید+1سالگی وبلاگ

سلام به دختر نازم خوبی نفس مامان  الهی قربون اون شکل ماهت برم من عسلکم بلاخره فصل پاییز هم تموم شد و وارد زمستان زیبا شدیم فصلی که من از کودکی تا به الان عاشقشم و هر وقت موضوع انشامون اختیاری بود من زمستان رو واسه نوشتن انتخواب میکردم یکی از دلایلی که زمستان رو دوست داشتم این بود که خودم متولد زمستانم.بهمن زیبا..... و حالا هم خودم بهمنیم و هم تو دختر نازم یعنی: مادر و دختر بهمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنی دختر بهمنیِ من 11ماهگیت مبـــــــــــــــــــــــارک دختر گلم پارسال دقبقا توی همین روز بود که وبلاگت رو ساختم اون موقع 35 هفته بود که توی دلم بودی پَــــــــــــــ...
5 دی 1393

10ماهگی+2تا دندون کوچولو

سلام سفید برفی قشنگم الهی مامان دورت بگرده پرنسس مهربون و دوست داشتنی من امروز ماهه شدی دخمل نازم یادته تو پست قبل برات نوشته بودم که مریض و بیحال بودی و بدجوری تب داشتی تا اینکه بعد از گذشت چند رو اولین مروارید خوشگلت در اومد عزیزکم الانم دندون کناریش داره در میاد قربونت برم الهی مبارکت باشه.اولین دندونت در سن 9ماه و 15روزگی در اومد گلکم از کارای این روزات بگم که داری کم کم شیطون بلا میشی  و چند روزه مثل یه کِرم کوچولو سینه خیز میری یعنی عاشق این حرکتتم باسن توپولوت همش در هواست حالا عکسش رو میبینی بیشتی وقتا سر اسباب بازی با داداشی دعواتون میشه و مقصر اصلیش هم خودت هستی دانیال همه ماشین هاشو پ...
1 آذر 1393

9ماهگی

سلام به ویانا ی ماهم به دختر لطیف و عزیزم همدم مامان 9 ماهه شدی  قربونت برم به همین زودی و به سرعت برق و باد 9 ماه گذشت یا به عبارتی 40 هفته از اولین لمس دستای کوچولوت گذشت ایشالا 120ساله بشی عمرم   از اتفاقات این ماه اگه بخوام واست تعریف کنم همه چیز خوب بود و عروسی عمو ناصر هم 26مهر برگزار شد و خیلی بهمون خوش گذشت شما هم مثل عروسک شدی بودی عسلم تا اینکه عروسی تموم شد و اومدیم خونه و خوابیدیم ساعتای 4صبح بود یهو تب شدید کردی و یه عالمه هم بالا آوردی و منم مدام پاشویت دادم و شیاف گذاشتم تا اینکه تبت اومد پایین و روز بعدش بردیمت دکتر و واست آمپول ب6داد آخه دانیال به آمپول و قرص و قطره پلازیل حساسیت داره و دکتر احت...
2 آبان 1393